ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي
89
رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )
من بيته ، فعارض رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله جنازة أبي طالب ، فقال : وصلتك رحم ، و جزاك اللّه يا عمّ خيرا « 1 » . خلاصه : آنكه عبّاس گفت : يا رسول اللّه هرآينه تو اميدى در باب نجات ابو طالب دارى ؟ چه خود آن حضرت از زبان ابو طالب عليه السّلام قول « لا إله إلّا اللّه » نشنيده بود إلّا عبّاس شنيده بود ، براى همين دريافت نمود ، پس پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله فرمود : آرى قسم به خدا من اميد نجات او دارم ، و پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله ايّامى چند استغفار براى ابو طالب عليه السّلام مىكرد ، و از خانه به آن ايّام برنيامد ، پس جنازهء او را به پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله عارض ساختند ، آن حضرت در آنوقت فرمود : وصل ارحام كردى ، و خدا به تو جزاى خير بدهد اى عم من . ايراد : اگر اين امر صحيح و ثابت بود ، پس چرا پيغمبر عليه السّلام يا على عليه السّلام بر ابو طالب عليه السّلام نماز جنازه نخواند ؟ جواب : بدانكه صلات جنازه تا آنوقت بر اموات خواندن واجب نشده بود ، و او در مدينه بعد چند سال واجب شد ، در اين خلافى نيست . اشكال : اين سيادت و نبوّت و وصايت و نوريت آباء نبى وقتى صحيح و ثابت مىشود كه نام آنها چون عبد المناف و عبد الشمس به اميه نمىبود ، اين اضافهء عبديت و تسميهء به آن دلالت دارد كه همهء آنها بر ملّت حنيفهء مرضيهء خليل الرحمان نبودند ، چه مناف صنمى عظيم و جسيم و بلند و بالا از مشركين قريش مشهور إلى حين بود و مىباشد ، پس به ثبوت اين قول به ايمان و انبياء بودن آنها باطل شد . جواب : اصحّ الوجوه اين است : امّا عبد اللّه پس ملقّب به عبد اللّه الذبيح بود ، چه
--> ( 1 ) تذكرة الخواص ابن جوزى ص 8 - 9 .